به گزارش مهر، شورای نگهبان با ماموریت صیانت از قانون اساسی و شرع مقدس اسلام در نظام قانونگذاری کشور و نیز نظارت بر برگزاری انتخابات در کشور، همواره با نظرات و نگاههای مختلفی از سوی جریانهای سیاسی داخل و خارج مواجه بوده و این نگاهها از سوی یک جریان خاص برجستگی بیشتری داشته است.
دکتر عباسعلی کدخدایی استاد حقوق بینالملل دانشگاه تهران که از سال ۱۳۸۰ تاکنون - به استثنای یک دوره سه ساله - عضو حقوقدان شورای نگهبان بوده است، در گفتگوی تفصیلی با مهر، به تشریح و ارزیابی عملکرد این شورا و بایسته های حرکت آینده آن پرداخته است.
ضعف های نظام انتخاباتی کشور و حواشی تایید یا رد صلاحیتها در هر انتخابات، از مهمترین بخشهای گفتگو با دکتر کدخدایی است که در ادامه میآید.
آقای دکتر! ۳۶ سال از عمر شورای نگهبان به عنوان یکی از دستاوردهای ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران گذشته است؛ در این مدت، دیکته نوشته شده شورای نگهبان چه نقاط قوت و ضعفی داشته است؟
سوال شما را باید هم دیگر اعضای شورای نگهبان جواب بدهند و هم مخاطبین بیرونی و گروهxadهای مرجعی که از بیرون به شورا نظارت میxadکنند؛ اما به هر حال شورای نگهبان با توجه به جایگاه مهمی که در نظام سیاسی ما دارد، طبیعتاً صلاحیتxadها و وظایف مهمی داشته است که این صلاحیتxadها، اختیارات و وظایف، در مقاطعی رضایت کامل مخاطبین را جلب نکرده است.
بخشی از اینها ممکن است نواقصی باشد که در ساختار یا در قوانین بوده، برخی از اینها ممکن است در عملکردها باشد و برخی هم نواقص به مفهوم ضعف عملکردی و دستگاه اجرایی شورای نگهبان باشد، مثلاً اطلاعxadرسانی خوبی نشده است، یعنی شورای نگهبان وظایفش را به خوبی انجام میxadدهد اما اطلاعxadرسانی صحیح و خوبی نشده است و افکار عمومی نسبت به اقدام شورای نگهبان خوب توجیه نشده است و این را به عنوان سایر ضعفxadهای شورای نگهبان هم تلقی کرده باشند.
این عامل خیلی برجسته بوده است؟
به نظر من، بله. دوره قبل که من در شورای نگهبان بودم تلاش کردیم این وضعیت را ارتقاء بدهیم؛ یک بخشی از آن انجام شد و یک بخشی هم به خاطر آن اقتضائات شورای نگهبان امکانپذیر نشد.
شاید از این نگاه شورای نگهبان یک نوع معذوریت هم دارد که برخی از عملکردهای خودش را یا نمیxadتواند به خوبی و به طور علنی با عامه مردم مطرح کند و یک بخشی را هم نتوانسته است به صورت شفاف و آشکار ارائه کند و بنابراین، از هر دو بعد این ضعف مشهود بوده و همه اینها موجب میxadشود که یک جریان انتقادی و در نگاه دیگر، هجمهxadهایی از سوی دشمنان به شورا صورت بگیرد.
من فکر میxadکنم که بخش عمدهxadای از اینها قابل حل است؛ یعنی هم در بُعد اطلاعxadرسانی این امکان وجود دارد که با ارتباط بیشتر، ارائه توضیح بیشتر، ارتباط با اصحاب رسانه و با افکار عمومی شورای نگهبان مشکلات کار خودش را مطرح بکند، نواقصی را که مربوط به شورا نیست ولی در قانون به شورای نگهبان تحمیل شده است، بیان کند و در رابطه با بخشxadهای دیگری هم نیازمند اصلاحات عمدهxadای باشیم که باید در درازمدت به سمت آن اصلاحات برویم و در کوتاهxadمدت شاید فرصتی نباشد که آنها را برطرف کرد.
همین مشکلاتی که اشاره میxad کنید در درازمدت باید به آن پرداخته شود و در این تجربه ۳۶ ساله شورا به دست آمده، چه اشکالاتی است که اگر برطرف شود باعث جهش میxad شود؟
نمونهxad هایش را ذکر میxadکنم؛ مثلا یکی از مشکلاتی که شورای نگهبان همیشه داشته و نمایندگان محترم مجلس همیشه انتقاد داشتند و همین چند روز هم در مجلس مطرح بود، مسئله اعلام نظر شورای نگهبان نسبت به مصوبات مجلس است.
به طور طبیعی، تعداد مصوباتی که امروز در سال ۹۵ داریم، نسبت به تعداد مصوباتی که در سال ۶۰ داشتیم خیلی افزایش پیدا کرده است و این افزایش، نیازمند این است که شورای نگهبان هم بیشتر در این جهت فعالیت کند، اما زمانی که در قانون اساسی مقرر شده است، دو تا ۱۰ روز است؛ اگر شورای نگهبان ظرف این دو ۱۰ روز که مجموعاً ۲۰ روز است اعلام نظر نکند مصوبه تایید شده تلقی میxadxadشود.
یک مصوبهxad بیش از هزار مادهای از سوی مجلس محترم برای شورای نگهبانxad میxadآید، شورای نگهبان فرصت نمیxadکند برای آن اعلام نظر بکند، دقت کار پایین میxadآید، مجلس هم ناراحت میxadشود که مصوبه در زمان خودش بررسی نشده است. اما شورای نگهبان هم چارهxadای ندارد که ظرف آن دو تا ۱۰ روز یک اعلاxadمxad نظری بکند، حالا این اعلامxadنظر ممکن است مقطعی و کوتاه باشد، ممکن است نیازمند به بحث و بررسی بیشتری داشته باشد؛ اگر قرار باشد در این بُعد بررسی کنید، نیازمند اصلاح قانون اساسی هستید، این را دیگر نمیxadتوانید در کوتاهxadمدت اصلاح کنید.
یا بحثی که این روزها خیلی مطرح است و ما هم این مساله را مکرر در رسانهxadها مطرح کردهxadایم که نظام انتخاباتی ما، یک نظام حداقلی و ناکارآمد است، چون مبتنی است بر نظرات دههxad ۶۰ و اوایل انقلاب.
قوانینی که در این رابطه وضع شده است مجموعه ای از شرایط کیفی را در نظر گرفته، اما هیچگاه یک معیار نداده است برای سنجش این شرایط کیفی؛ شورای نگهبان ناچار است به تشخیص خودش عمل کند که بارها مورد اعتراض هم قرار گرفته است. البته اعضای محترم تلاش میxadکنند هیچگاه خدایی ناکرده نظرات شخصی خودشان را دخالت ندهند، اما وقتی در یک انتخاباتی ۱۲ هزار نفر ثبتxadنام میxadکنند، طبیعی است میزان دقت هم پایین میxadآید و نتوان به خوبی این شرایط را بررسی کرد.
یا حتی زمان بررسی صلاحیتxadها که اینها خوشبختانه چون در قانون عادی آمده است قابل اصلاح در کوتاهxadمدت هم است، یعنی اگر ما بتوانیم «قانون جامع انتخابات» را در فاصله یکی دو سال آینده تدوین کنیم، این میxadتواند خیلی از این اشکالات را برطرف کند که دیگر شورای نگهبان مورد اعتراض واقع نشود و حقوق مردم و شهروندان به خوبی رعایت شود و از آن طرف منافع نظام هم حفظ شود.
به این مسئله حتماً میپردازیم؛ اما در ادامه ارزیابیxad عملکرد شورای نگهبان، به نظر خودتان سختxadترین مقطع یا مقاطع کاری شورا در این ۳۶ سال چه زمانxadهایی بوده است؟
من در مدت این ۳۶ سال یک بخشی از آن سالها را در شورای نگهبان بودهام، یعنی ۱۲ سال در شورای نگهبان بودهام و به همین دلیل، شاید برداشت من خیلی برداشت جامع و کاملی نباشد و احتمالا دوستانی که قبل از سال ۸۰ عضو بودند بهتر بتوانند این مساله را تبیین کنند.
اما در بُعد نظارت تقنینی ما خیلی مشکلات جدی نداشتهایم؛ هر وقت هم یک مشکلی داشتیم به دلیل اینکه رایزنیxadهای بین مجلس و شورای نگهبان صورت گرفته، سریع حل شده است. شاید مقطعی که اختلافات شورای نگهبان با مجلس در دهه ۶۰ اوج گرفت و نهایتاً منجر شد به تشکیل یک مجمع موقتی با عنوان «مجمع تشخیص مصلحت نظام» و بعدا این مجمع به صورت رسمی و دائمی در قانون اساسی ما وارد شد، آن زمان شاید سختxadترین زمانxadها بوده و من چون نبودم نمیxadتوانم اظهارنظر دقیقی بکنم.
اما در حوزه انتخابات هم ما انتخابات ریاست جمهوری سالxad ۸۸ را داشتیم، انتخابات مجلس هفتم را هم داشتیم، ولی در مجموع آنچه مهم است اینکه ما باید در یک تعامل مشترک با مجلس، با نمایندگان، با دولت محترم، با قوه قضاییه و همه نهادها این مشکلات را حل کنیم. چون طبیعی است در هر جامعه انسانی شما هر تدبیر و روشی را داشته باشید اینها در یک زمان مشخصی ممکن است خوب و کارآمد باشد و در زمان دیگری هم کارآمد نیست، یا ممکن است نواقصی داشته باشد.
بنابراین ما خیلی نمیxadتوانیم از این جهت این مساله را برجسته بکنیم که فلان دوره مثلا سختxadترین دوره شورای نگهبان بوده است؛ به هر حال، هر کدام مشکلات خودش را داشته است و هر کدام هم راهکارهای مشخصی را در پی داشته است.
اگر بخواهید به عملکرد شورای نگهبان در این ۳۶ سال، از نظر کیفی و کمی نمره بدهید، چه نمرهxadای می دهید؟
یک بار قبلاً نمره دادهام و حالا یادم رفته است (میخندد)، اما چون من نمره ۲۰ سر کلاسxad به دانشجویانم نمیxadدهم به شورای نگهبان هم نمیxadتوانم نمره ۲۰ بدهم، چون قطعاً نمرهxadاش ۲۰ نیست و باید تلاش بکنیم انشاءالله به نقطه مطلوبی برسیم.
واقعیت این است که شورای نگهبان خدمتxadهای زیادی به نظام و مردم کرده است و زحمات همه اعضای شورای نگهبان در همه ادوار قابل تقدیر و قدردانی است و حالا چون باب شده است و نظرخواهی میxadکنند، شاید نمره ۱۷ خوب باشد؛ حداقل برای دورهای که من بودهام، برای دورهxadهای گذشته را نمیتوانم قضاوت کنم.
اشاره کردید به اینکه نظام انتخاباتی ما حداقلی و ناکارآمد است و باید اصلاح شود؛ واضحxadتر بفرمایید که چرا اینطور است و چرا تا الان فکری برای اصلاح آن نشده است؟
شاید اگر ما برگردیم به سال ۶۰، مجموعه قوانین انتخاباتی و نظام انتخاباتی ما خیلی خوب بوده بود، چون رقابت سیاسی اینگونه نداشتیم و اینقدر ولع ثبت xadنام نداشتیم که هر کسی بخواهد برود ثبت xadنام کند ...
البته تنوع گروهxadهای سیاسی که خیلی زیاد بود!
بله تنوع زیاد بود، ولی مثلا در انتخابات مجلس اول تا سوم تعداد کسانی که آمدند و ثبتxadنام کردند در مقایسه با داوطلبان ۱۲ هزار نفری مجلس الان، قابل مقایسه نیست و رقم بیxadسابقهxadای است!
در رابطه با اشکالاتی که وجود دارد، یک بحث کلان در انتخابات ما داریم و آن، فقدان نظام حزبی است؛ قانون اساسی ما احزاب را به رسمیت شناخته است، احزاب رفتند در وزارت کشور ثبتxadنام کردند، اما فعالیت حزبی به معنای مرسوم در جوامع دیگر را ما نداریم، یک گروهxadهایی بنا به اقتضائات محلی، قومی و تخصصی جمع میxadشوند و نام این را میxadگذارند حزب و بعد از یک مدتی، اینها همه کنار میروند! در حالی که حزب یک امر تاریخی است، احزاب در کشورهای مختلف تاریخی هستند و به گذشته خودشان وفادار هستند.
ما چون نظام حزبی نداریم، شفافیت لازم هم در انتخابات ما وجود ندارد، یعنی ما نمیxadدانیم اشخاصی که ثبتxadنام میxadکنند از نظر سیاسی چه هویتی دارند. بله، شورای نگهبان بررسی میxadکند که مثلا صلاحیت اخلاقی، صلاحیت عمومی، صلاحیت علمی و یا صلاحیت کارشناسی دارند یا خیر؛ اما این مسئله که اینها تا چه اندازه برای انتخابات و برای مجلس مطلوب هستند و از چه مکانیزم و چه سیستمی ورود میxadکنند به این مرحله و احزاب چه تاثیری در انتخاب و گزینش آنها دارند، مسائلی است که ما اینها را نداریم. پس آن موضوع کلانی که باید در قانون انتخابات یک بار برای همیشه تعیینxadتکلیف شود، مسئله حزب، جایگاه و نقش احزاب در انتخابات است.
در کنار این مسئله، زمانxadبندی انتخابات ما خیلی نقص دارد؛ زمانxadبندی انتخابات معمولا یک دوره ۵۰ یا ۷۰ روزه است که تمام عملیات انتخابات از صفر تا ۱۰۰ باید در آن انجام شود. وقتی ۱۲ هزار نفر ثبتxadنام میxadکنند امکان رسیدگی در این زمان کوتاه وجود ندارد.
پس چطور بررسی میشود!؟
وقتی میxadگوییم، نظام انتخاباتی ما ناکارآمد است و امکانxadپذیر نیست که ما یک نظام انتخاباتی فعال و پویا داشته باشیم، یعنی همینها عامل این ناکارامدی است.
از شورای نگهبان خواسته میxadشود نسبت به بررسی صلاحیتxadهای اعلامxadنظر کند؛ خب ما شرایط کیفی را چگونه بسنجیم؟ هیچ معیاری نداریم! با چه ابزاری انتخابات را برگزار کنیم؟ قانون ساکت است! چگونه باید در این جهت حرکت کنیم؟ قانون ساکت است. زمانxadبندیxadهایی که دادید، زمانبندیxadهای کوتاه و وقتی زمان میxadگذرد شما به روز انتخابات میxadرسید و ناچار هستید یک تصمیمی را بگیرید. همه اینها در ناکارآمدی انتخابات نقش دارد.
مسئله بعدی تبلیغات انتخاباتی است؛ تبلیغات انتخابات و تبلیغات برای انتخاب شدن یعنی چه؟ به چه میxadگوییم تبلیغات؟ هزینهxadهای تبلیغاتی در کجا نظارت و کنترل میxadشود؟ یک فردی ممکن است یک میلیارد یا ۵ میلیارد هزینه کند و یک فرد دیگری ممکن است ۱۰۰ میلیون هزینه کند، آیا اینها باید رسیدگی شود یا نشود؟ آیا اینها معیار ما است یا نیست؟ بحث تبلیغات یکی از عوامل اساسی است که در قانون انتخابات و نظام انتخابات باید به آن توجه شود.
اشاره کردید که در سال ۶۰ نظام انتخابات کارآمدتر بود؛ علتش چه بوده است؟
این به دلیل اقتضائات آن زمان است که قانون انتخابات متعلق بود به آن زمان؛ هر چه جلوتر آمدیم، اقتضائات تغییر کرده است ولی قانون پا به پای اقتضائات زمان تغییر نکرده است.
چرا متناسب با این تغییرات و اقتضائات، تغییر نکرده است؟
دلایل مختلفی دارد و من نمیxadتوانم بحث جامعهxadشناسی سیاسی آن را باز کنم، ولی ما مشاهده میxadکردیم که دولت یا مجلس یک اصلاحیه مقطعی را به قانون انتخابات وارد میxadکرد و مشکل را به طور موقت در آن تاریخ حل میxadکرد و دوباره فراموش میxadکرد!
مثلا یکی از مسائلی که امروزه ابزار جدیدی است، کاربرد رایانهxadها برای انتخابات و استفاده از وسایل الکترونیک است؛ ما هنوز در کوچه پسxadکوچهxadهای اول هستیم! با وجود اینکه بارها وزارت کشور تلاش کرده و شورای نگهبان ورود کرده است، ولی ما برای اینکه برسیم به انتخابات تمام الکترونیک، هنوز متاسفانه گامxadهای اول را برمیxadداریم و هنوز تصمیم و روشxad ما روشن نیست و مشخص نشده است؛ یعنی مکانیزم انتخابات الکترونیک هنوز تعیین نشده است.
البته از ابتدا تا الان، بیشترین اصلاحیه را قانون انتخابات خورده است؛ سی و چند بار اصلاح شده است، اما آیا مشکلات ما را حل کرده است؟ نه.
یعنی ما آمدیم برای یک مقطع کوتاه اصلاحیه زدهxadایم و از آن عبور کردxadهxadایم، دوباره میxadرسیم به مانع بعدی. پس اگرچه اصلاحیهxadای به قانون انتخابات وارد شده است، اما اصل تدوین «قانون جامع انتخابات» شکل نپذیرفته است و آن مولفهxadهایی که عرض کردم، از جمله احزاب، هزینهxadهای تبلیغات، شرایط انتخابxadشوندگان و بحث رایانهای شدن از جمله عواملی هستند که اگر قرار باشد قانون انتخابات جامعی شکل بگیرد، باید مدنظر قرار دهیم.
آقای دکتر! در اشکالات نظام انتخاباتی اشاره کردید به زمان کم بررسی صلاحیتxadها؛ آیا نفس این ماجرا که در بین مردم معروف شده است به ثبت xadناxadمxadهای فلهxadای، آیا این ناشی از نقص قانون است یا کوتاه آمدن مجریان قانون؟
یک بخش از آن، مسئله فرهنگی است یعنی اینکه مثلا اگر من رفتم در انتخابات نامزد شدم، باید ابتدا ببینم چقدر ظرفیت دارم، چه تخصصی دارم، در کجا میxadتوانم موثر باشم و شرایط اولیه را هم مدنظر داشته باشم؛ مثلا یک مقدار پول باید داشته باشم و ظرفیت قطعی تعدادی رای هم باید داشته باشم.
چرا در برخی از کشورها شرط میxadگذارند که شما اگر در انتخابات شرکت کردید، باید حداقل ۳ یا ۵ درصد آراء را کسب کنید، وگرنه وثیقه شما را ضبط میxadکنند؟ برای اینکه جلوگیری بکنند از این مساله.
بخش دیگری از مشکل هم مربوط به نواقصی است که به هر حال در قانون وجود دارد؛ در قانون دهه ۶۰ شرط ثبتxadنام داشتن سواد خواندن و نوشتن بود، بعد آمد سیکل شد، بعد کارشناسی و بعد کارشناسی ارشد، ولی ما در طول این مدت که این مدرک تحصیلی را ارتقا دادیم، تعداد ثبتxadنامxadکنندگان کاهش پیدا نکرده است! پس اینجا یک مشکلی وجود دارد.
اگر ما فردا گفتیم مدرک تحصیلی دکتری، فوقxad دکتری و تعداد ثبتxadنامxadکنندگان ریزش نکرد، پس معلوم میxadشود این شرط ما ناکافی و ناکارآمد است و باید آن را اصلاح کنیم. در قوانین هم ما باید پا به پای اقتضائات پیش برویم تا بتوانیم به آنچه که مطلوب و شایسته است، دست یابیم.
این مسئله هم باید در قالب نظام جامع انتخاباتی دنبال شود؟
بله، یک بخشی از آن میxadتواند در آنجا لحاظ میxadشود.
در سالxadهای اخیر مسئله «تجمیع انتخابات» دو سه بار تکرار شده است؛ شما از لحاظ سیاسی و حقوقی با این کار موافقید؟ مخصوصا اینکه تکرار سالانه انتخابات در کشور ما، نماد مشارکت عمومی بوده است.
فلسفهxadای که در پشت تجمیع انتخابات بود، یکی بحث مالی و هزینهxadهای برگزاری بود که به دولت و جامعه تحمیل میxadشود، آن موقع مطرح میشد که حدوداً هر انتخابات ۱۰۰ میلیارد هزینه داشت و یک بحث هم اینکه وقتی که فضای انتخاباتی در کشور شکل میxadگیرد، به دلیل اینکه احزاب را نداشتیم و هر گروهی یا هر شخصی که میxadآمد اصطلاحاً میxadگفتند تمام مدیران را اتوبوسی تغییر میxadدهند، یک وقفهxadای در اداره امور کشور حاصل xadمیxadشد.
در بخش خصوصی از لحاظ اقتصادی تمام کارها تعطیل میxadشد که ببینند مثلاً رئیسxadجمهور یا نمایندگان مجلس چه کسانی خواهند شد و بعد اقدام کنند، در بخش دولتی خیلی از مدیران اصطلاحاً دستشان به قلم نمیxadرفت، هر سال یک انتخابات را برگزار کردن این هزینهxadها را تحمیل میxadکرد.
آمدند به خاطر این دو جهت این مساله را شکل دادند که دو انتخابات با هم باشد و هر دو سال یکبار، یک انتخابات باشد. اما الان که برگزار میxadشود مشاهده میxadxadشود خیلی از آن هزینهxadها کاهش پیدا نکرده است و از آن طرف آسیبxadهای جدیدی هم رسیده است و شاید الان تصمیم بگیریم که برویم و دوباره انتخابات را ببریم در زمانxadهای خودش، ولو اینکه یک سال فاصله داشته باشد شاید اشکالی نداشته باشد.
امکان دارد چنین برگشتی اتفاق بیفتد؟
بله، شاید بشود روی آن کار کرد.
آقای دکتر! یکی از مسائل نظارتی انتخابات، موضوع «نظارت استصوابی» است؛ یک جریان سیاسی خاص همیشه درگیر این موضوع بوده و شبهات زیادی را مطرح کرده و هنوز هم مطرح میکند که نظارت استصوابی تا قبل از مجلس چهارم سابقه نداشته است و به نوعی مصوب مجلس چهارم بوده و اینکه تا قبل از آن، تکلیف چه بوده است و از این قبیل مسائل؛ نظر خودتان درباره شبهاتی که ایجاد میxadشود، چیست؟
ما اگر در یک زمانی قانون خاصی نداشتیم ولی به قوانین دیگر استناد کردیم به این دلیل نیست که قانونی نبوده است.
نظارت استصوابی استنباط اعضای محترم شورای نگهبان از اصل ۹۹ قانون اساسی است، این خودش قانون است؛ یعنی وقتی قانون اساسیxad میxadگوید که شورای نگهبان نظارت بر انتخابات خبرگان، انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مجلس و همهxadپرسیxadها را برعهده دارد، برداشت شورای نگهبان به عنوان مفسّر قانون اساسی این است که این نظارت، لوازمی را میxadطلبد و باید در این جهت گام بردارد و توسعه پیدا کند.
این لوازم چیست که باید توسعه پیدا کند؟
مثلا از جمله لوازم این نظارت، کاری است که از سال ۷۹ شروع شد؛ اینکه دفاتری شکل گرفت و اقداماتی صورت گرفت در بررسی صلاحیتxadها. اقداماتی از قبل از روز برگزاری شروع شد برای بررسی صلاحیتxadها و مسائلی از این قبیل.
پس اینکه گفته میxad شود و القاء میxadشود، مساله نظارت استصوابی مساله جدیدی بوده است را رد میxadکنید؟
بارها عرض کردهxadام از زمانی که حضرت آیتxadالله صافی اولین انتخابات را اینجا برگزار کردند نظارت استصوابی بوده است تا الان و هیچ کس در آن تردیدی نکرده است.
ـ براساس استنباط از اصل ۹۹؟
بله؛ بعد به عنوان قانون در مجلس چهارم آمد و البته چنین نیست که چون در مجلس چهارم تصویب شد پس در مجلس سوم نبوده است! گاهی اوقات قانونگذاری، کشف از یک مساله است.
قانون مصوب مجلس چهارم گفته است این نظارتی که در شورای نگهبان به موجب اصل ۹۹ وجود دارد از همان زمان اجرایی شدن قانون اساسی استصوابی بوده است نه اینکه از الان صورت میگیرد.
ما در موضوع نظارت استصوابی با دو اصطلاح «رد صلاحیت» و «احراز صلاحیت» مواجه بودیم در بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی اما در دو انتخابات اخیر میxadشود گفت با یک نهاد حقوقی جدید با عنوان «عدم احراز صلاحیت» مواجه شدیم یا میxadشود گفت بیشتر از انتخابات قبلی این اصطلاح شنیده میxadشود، در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان رهبری و در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲. این اصطلاح حقوقی «عدم احراز صلاحیت» بیشتر شنیده میxad شود. این ماجرا ناشی از چیست؟
اعضای محترم شورای نگهبان معتقدند آن شرایطی که در اصل ۲۸ وجود دارد یا شرایطی که در اصل ۱۱۵ وجود دارد، در واقع شرایطی است که آقایان اعضاء باید احراز بکنند مثلا کسی التزام عملی به اسلام و قانون اساسی دارد، مدرک تحصیلی دارد، همه اینها را دارد، ایرانیxadالاصل است، باتقوا، مدیر و مدبر است.
وقتی اینها را کنار هم میxadگذاریم، منطقاً نیازمند این است که شما بتوانید ببینید مدرک تحصیلی دارد یا ندارد؟ اگر یک کسی آمد گفت من مدرک تحصیلیxadام فوقxadلیسانس متالوژی است شما به عنوان رئیس کارخانه او را استخدام میxadکنید؟ نه، میxadگویید برو مدرکت را بیاور، این میxadشود نظارت استصوابی؛ یعنی مدرک را نگاه میxadکند ببیند مدرک درست است یا نه و مدرک شما جعلی نباشد، امضاء آن مخدوش نباشد و اینگونه مسائل که میxadشود نظارت استصوابی.
پس علت اینکه در انتخابات قبل خیلی به این مساله واضح پرداخته نمیxad شده علتش چه بوده؟
یک بخشی از آن، همان اشکال اولیه است که اطلاعxadرسانی صحیح به وقتش انجام نمیxadشده و یک بخشی هم هجمهxadهای دشمن است که میxadخواهند شورای نگهبان را به نوعی مورد حمله قرار دهند.
فکر نمیxad کنید در این عدم اطلاع xadرسانی صحیح، خود شورای نگهبان مقصر است؟
آن هم بخشی از کار استxad که خوب نیامدند این را تبیین کنند که وقتی میxadگوییم «عدم احراز» یعنی چه؟ در نظارت استصوابی این وضعیت وجود دارد. در بحث عدم احراز یک وقتی شما مراجعه میxadکنید من نمیxadدانم شما مدرک دارید یا ندارید، هیچ قرینهxadای هم وجود ندارد. تا زمانی که شما مدرکی نیاوردید من اجازه ندارم شما را جذب کنم. ممکن است شما واقعا مدرک داشته باشید نیاورده باشید، ممکن است شما مدرک نداشته باشید برای من روشن نیست که وضعیت شما چیست؟ این میxadشود «عدم احراز».
مفهومش این است که بنده وضعیتی را که شما مدعی هستید، نمیxadدانم چیست و هیچ سند و مدرک و قرینهxadای هم وجود ندارد، یعنی من نمیxadدانم شما تحصیلکرده متالوژی هستید یا نه؛ یعنی نه جنبه مثبتش را میدانم و نه جنبه منفیxadاش را. میxadگویم برای من روشن نیست شما میفرمایید کارشناس متالوژی هستید از دانشگاه مثلا تهران؛ این برای من روشن نیست، به شما اتهام هم نمیxadزنم که شما مدرک ندارید و خلاف میxadگویید. میxadگویم من نمیxadدانم! وقتی نمیxadدانم نمیتوانم صلاحیت شما را احراز بکنم و این را به عنوان عدم احراز.
مفهوم و تفاوتش با ردصلاحیت این است که شما آنجا یک تصمیم قطعی گرفتید گفتید این سند علیه شما است و به موجب ماده ۲۹ یا ۲۸ قانون انتخابات شما نمیxadتوانید ورود کنید ولی در عدم احراز شما میxadگویید صلاحیت دارید ولی مدرکم را نمی توانم ارائه کنم. .
فکر نمی کنید تبیین نشدن این ماجرا یا دیر تبیین شدن آن یا سلیقه xadxadای برخورد شدن با آن، موجب چالش شده است؟
بله قبول دارم که خوب تبیین نشده است.
مخصوصاً در رابطه با عدم احراز صلاحیت کارشناسی و سوابق مدیریتی نامزدها، مثلا در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری افرادی احراز صلاحیت میxadشوند که در مقایسه با افرادی که عدم احراز صلاحیت میxadشوند سوابق برجستهxadتری ندارند؛ این خیلی چالش xadبرانگیز میxadشود!
این برمیxadگردد به اقتضائات نظام جامع انتخابات که بیان کردم، اینکه عرض کردم حداقلی است به همین دلیل است.
به نظر شما این به دلیل کمبود وقت شورای نگهبان در بررسی صلاحیتها نیست؟
نه. کمبود وقت خودش به عنوان یک عامل در نظام انتخاباتی ما موثر است ولی نه اینکه به عنوان کمبود وقت تمام مسائل را منتسب بکنیم و بگوییم شورای نگهبان نمیxadتواند کاری بکند و کمبود وقت دارد!
یعنی تمام اعضای محترم شورای نگهبان فرصت می xadکنند تمام کاندیداها را بررسی کنند؟
برای انتخابات کارهایی که قبلاً انجام میxadدادیم، این بود که تیمxadهای کارشناسی تشکیل میxadدادیم کمیسیونهایی تشکیل میxadشدند و سعی میxadکردند این مساله را در یک فاصله زمانی اعلامxad نظر بکنند که بسیار سخت و دشوار است، ولی تلاش میxadشود که به هر حال اعلامxadنظر بکنند. پس پرونده آمده بررسی شده است ولی شما چیزی ندارید.
ما بسیاری از این پروندxadهxadها را داریم که یک فرم وزارت کشور روی آن است و مشخصاتی نوشته است و تمام، نه مدرک تحصیلی دارد نه سایر مدارک، من این را چه بکنم؟ اصلا نمیxadدانم کیست، نه تلفن و نه آدرسی دارد مجبور هستیم بگوییم «عدم احراز»، نمیxadتوانیم بگوییم رد صلاحیت. میگوییم عدم احراز تا زمانی که وضعیتش روشن شود.
در واقع یک مُهر «پارکینگ موقت» میxadخورند تا زمانی که این وضعیت تعیین xadتکلیف شود. اما در عمل، نتیجه همان میxadشود؛ یعنی به هر حال نتیجه رد و نتیجه عدم احراز این میxadشود که هیچ کدام نمیxadتوانند بیایند در گردونه انتخابات شرکت کنند.
اشاره کردید که قانونگذاری مجلس چهارم درباره نظارت استصوابی، در واقع کشف از یک واقعیت حقوقی بوده است که قبلا هم وجود داشته است؛ الان زمزمهxadهایی از سوی بعضی جریانات سیاسی مطرح میxadxadشود که اگر مصوبه مجلس چهارم بوده، با مصوبه دیگری میشود ماهیت نظارت استصوابی را تغییر داد؛ نظر شما چیست؟
مصوبه مجلس چهارم متکی و منوط بود به تفسیر قبلی شورای نگهبان از اصل ۹۹؛ بنابراین اگر مصوبهxadای مغایر آن تفسیر باشد، این هم ممکن است در شورای نگهبان تایید نشود؛ به دلیل عدم انطباق با موازین قانون اساسی.
یک سوال نسبتاً حاشیهای هم بپرسیم؛ چه شد در مجلس قبلی رای نیاوردید و در این مجلس رای بالایی آوردید؟
حاشیهها را که من نباید جواب بدهم (می خندد)؛ ولی من هم از مجلس قبل و هم از نمایندگان آن تشکر میxadکنم و هم از مجلس فعلی. به هر حال آنها براساس نظر خودشان تشخیص دادهxadاند و تشخیص نمایندگان محترم برای ما قابل اعتبار و قابل اعتنا است و همین تشخیص را ما احترام میxadگذاریم و فرقی نمیxadکند. هم رای نمایندگان در مجلس قبلی درست بوده است از جهت حقوقی و هم رای آنها در مجلس فعلی.
آیا خود شما پیشxad بینی می xadکردید این تعداد رای به شما داده شود آن هم در مجلسی که یک مقدار از لحاظ سیاسی با مجلس قبل متفاوتxadتر است؟
من چون اهل پیشگویی و پیش xadبینی نیستم، سکوت میxadکنم.
آیا رویکرد شورای نگهبان در دوره جدید تغییری دارد و اساساً چه اتفاقی قرار است رخ دهد؟
این منوط به تصمیم اعضای محترم شورای نگهبان است ولی آنچه که من در مجلس بیان کردم این است که تلاش خواهم کرد تعامل بیشتری با مجلس و دولت داشته باشی.
مخصوصاً در بحث تقنین که در فاصله ۴ سالی که تا مجلس بعدی فرصت است و انتخابات مجلس را نداریم، تلاش کنیم از طریق تشکیل گروه کارشناسی تبادل اطلاعات و مباحث از سوی مرکز تحقیقات شورای نگهبان و مرکز پژوهشxadهای مجلس، سطح کارشناسی مصوبات را افزایش بدهیم و تعامل بیشتری بین شورای نگهبان و مجلس داشته باشیم و مصوباتی که از سوی مجلس محترم میxadآید کمتر مورد ایراد واقع شود. این تلاشی است که میxadتوانم قول بدهم و در همین جهت هم انشاءالله حرکت کنم، ولی بقیه مسائل دیگر منوط به نظر اعضای محترم شورای نگهبان است.
معمولاً در آستانه هر انتخاباتی چه انتخابات ریاست جمهوری، چه شوراها و چه مجلس شورای اسلامی، مخصوصا ریاست جمهوری معمولا تمام گروهxadهای سیاسی از مدتxadها قبل شروع میxadکنند به اظهارنظرهای مختلف راجع به صلاحیت و عدم صلاحیت نامزدهای احتمالی، احیاناً برای شورای نگهبان پیشاپیش تعیین تکلیف میxadکنند و میxadبینیم از همین حالا که حدود یک سال به زمان انتخابات باقی مانده است راجع به صلاحیت و عدم صلاحیت برخی چهرهxadهای احتمالی مانند آقای احمدیxadنژاد از طرف برخی گروهxadهای سیاسی اظهارنظر میxadشود نظر شما چیست؟ این مباحث اساساً قابل طرح است یا خیر؟
اینها گمانهxadزنیxadهایی است که در رسانهxadها و در برخی از گروهxadهای مرجع سیاسی اتفاق میxadافتد و هیچ کدام از آنها برای شورای نگهبان محل اعتنا و اعتماد نیست. شورای نگهبان چون یک کارکرد حقوقی دارد اولاً خارج از زمان انتخابات نمیxadتواند رسیدگی کند که بخواهد نسبت به رفتار این افراد اعلام نظر بکند و ثانیاً منش اعضای شورای نگهبان هم این نیست که قبل از انتخابات پیشxadگویی نمیxadکنند و نظری را مطرح نمیxadکنند.
به نظر من باید منتظر بمانیم تا زمان رسمی انتخابات و ببینیم نامزدهایی که میxadخواهند شرکت بکنند چه کسانی هستند و آن زمان شورای نگهبان بررسی بکند و اعلام xadنظر بکند. هیچ کدام از این گمانه زنی ها از جهت شورای نگهبان اعتبار ندارد.
ممکن است شورای نگهبان xadدر رد یا تایید صلاحیتxadها مصلحتxad اندیشی هم بکند؟
قبلا هم گفته ام که مصلحتxadxadاندیشی یک زمانی است که میxadگوییم مصلحت شخصی یاxad مصلحت موردی یا مقطعی است؛ قطعاً اینطور نیست و به این شکل شورای نگهبان مصلحتxadاندیشی نمیxadکند، ولی طبیعتاً هر انسانی وقتی که میxadخواهد نسبت به یک موضوعی نظر بدهد، علاوه بر صلاحیتxadهای قانونی و حقوقی خودش، مصالح عالی و کلان را هم در نظر میxadگیرد. در این شکل ممکن است در ذهن اعضای شورای نگهبان باشد ولی به عنوان یک امری که بخواهد سیستماتیک باشد و از جایی آن را بخواهد اداره بکند نه.
اگر نکتهxad ای باقی مانده مخصوصا در مورد فلسفه وجودی شورای نگهبان و اینکه اگر شورای نگهبان نبود، چه معضل و مشکلی برای کشور به وجود می xadآمد، بفرمایید.
به هر حال، هم شورای نگهبان و هم مجلس شورای اسلامی در نظام ما جایگاه رفیعی دارند. مجلس یک جایگاه راهبردی در نظام ما داراست و نماد مردمxadسالاری دینی است و طبیعتاً شورای نگهبان هم با توجه به نحوۀ گزینش و انتخاب اعضای آن، فقهای محترم که از طرف مقام معظم رهبری، حقوقدانان با معرفی رئیس قوه و انتخاب از سوی مجلس، همه اینها در مجموع جایگاه رفیع شورای نگهبان را نشان میxadدهد و اینکه ما در این چارچوب باید بتوانیم با یک تعامل مثبت و سازنده با دولت و مجلس و قوه قضاییه ان شاءالله در تحقق اهداف عالی نظام قدم برداریم.
فکر می کنید که علت هجمهxad های که به آیت xadxadالله جنتی میxad شود، چیست؟
هم بخاطر شخصیت فردی ایشان و هم جایگاه حساس شورا؛ هر دو اینها میxadتواند باشد. مقاومت ایشان در خواستهxadهای ناروایی که برخیxadها دارند و جایگاه خطیر شورای نگهبان هر دو نقش دارند.
برچسب:
نویسنده: خنجی